بیمارستان آیت اله کاشانی
۱۳۹۸ جمعه ۱ آذر
زندگي نامه آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني

 

در سحرگاهي مبارك از سال 1264 ش . در تهران ، سپيده اي نمايان گشت كه او را ((ابوالقاسم )) ناميدند.
 

تولد

انقلاب 1920 عراق

انتقام جوئي استعمار

تبعيد به لبنان

ملي شدن صنعت نفت

منزوي كردن آية الله كاشاني

تا مرز شهادت

 

تولد

آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني

پدرش ، آية الله حاج سيد مصطفي كاشاني ، از علما و مراجع بزرگ شيعه در عصر خويش بود كه در سال 1280 ش . از ايران به نجف اشراف هجري كرد و به تحقيق و تدريس پرداخت .

سيد ابوالقاسم كه در اين هنگام ، جواني شانزده ساله بود - همراه پدر عازم نجف اشرف گرديد و در آنجا علاوه بر استفاده از حلقه درس پدر و ديگر اساتيد، دوره سطح را به پايان برد و سپس در درس آية الله ميرزا محمد تقي شيرازي و آية الله آخوند خراساني شركت جست .

او از همان آغاز جواني به نكته سنجي و دقت نظر مشهور شده و در دانش ‍ سر آمد بود؛ بطوري كه در 25 سالگي به درجه اجتهاد دست يافت و بزرگاني مانند آية الله شيخ الشريعه اصفهاني ، آية الله آقا ضياء الدين عراقي و آية الله صدر در نوشته هاي خود، مقام علمي اش را با القابي نظير ((شكافنده درياي علم ))، ((كليد در گنجهاي دقيق )) و... ستودند و آية الله ميرزا محمد تقي شيرازي ، تقليد از وي را تاءييد مي نمود.(384)

او از جواني داراي افكار آزاديخواهانه و ستم ستيز بود و از اين رو در منطقه اي به وسعت جهان اسلام با استعمار و استبداد وارد مبارزه شد.

آية الله كاشاني در نهضت مشروطه ، مشاور شخصيتي چون آية الله آخوند خراساني (از رهبران اصلي نهضت ) بود و او را در تصميم گيري ها و تنظيم اعلاميه ها ياري مي داد.

در جنگ جهاني اول - كه نيروهاي انگليسي بعضي از شهرهاي عراق از جمله ((فاو)) و ((بصيره )) را اشغال كرده بودند، آية الله كاشاني به دليل جوان بودن و پرشورتر بودن ، در صف اول نبرد علماي شيعه با متجاوزين قرار داشت ، آنان با جنگهاي چريكي و پي در پي ، نيروي هاي دشمن را در منطقه ((كوت العماره )) زمين گير كردند و سرانجام پس از هيجده ماه جنگ و مقاومت ، به كمك دولت عثماني ، نيروهاي انگليسي را وادار به تسليم نمودند.

انقلاب 1920 عراق

او در اين انقلاب نقشي يگانه داشت ، آية الله كاشاني به منظور آماده كردن ، مردم و سران عشاير براي مبارزه با سلطه استعمار، از نجف به كاظمين رفت و آنجا را براي شروع يك حركت انقلاب برگزيد.

با آغاز فعاليتهاي ضد استعماريش ، علماي بزرگي چون آية الله ميرزا محمد تقي شيرازي و شيخ الشريعه اصفهاني با نوشتن نامه هايي به ياري وي برخاستند و به دنبال آن ، عمده اي از سران عشاير نيز به تاءييد حركت او پرداختند.

پس از آن كه راههاي مسالمت آميز براي استقلال عراق به نتيجه نرسيد، آية الله كاشاني عده اي را در پانزدهم شعبان 1338 ق . به منزل خود در كربلا فرا خواند. و مساءله قيام مسلحانه بر ضد استعمار انگليس را به بحث گذاشت . در آن جلسه مخفيانه تصميم بر آن شد كه پنج نفر از شركت كنندگان ، مساءله را با آية الله شيرازي در ميان بگذارند و آنان نيز پس از صحبت با آن مرجع بزرگ ، از او اجازه قيام مسلحانه گرفتند.

با شروع نبرد بين انقلابيون و نيروهاي انگليسي ، آقاي كاشاني از آية الله شيرازي فتواي جهاد گرفت و به اين ترتيب قيام در سرتاسر مناطق اشغالي فراگير شد و بعضي از شهرها و مناطق بدست مسلمانان آزاد گرديد.(385)

پس از شكست انقلاب عراق ، او به تقاضاي عده اي از مردم عراق و سران عشاير براي در امان ماندن از كينه استعمار انگليس ، عازم ايران گرديد و بعد از چند روز توقف در شهر قم ، در سي ام بهمن 1299 وارد تهران شد.

انتقام جوئي استعمار

با شروع جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط نيروهاي متفقين ، استعمار انگليس كه از مبارزات آية الله كاشاني در عراق ضربات سختي خورده بود با شايع كردن همكاري او با آلمانيها، تصميم به دستگيري اش گرفت تا بدون مزاحمت وي بتواند در انتخابات دوره چهاردهم مجلس دخالت كند. به همين منظور در خرداد 1322 چند افسر انگليسي براي دستگيري آن روحاني مجاهد به منزلش هجوم بردند. اما بر اثر هوشياري و فداكاري يارانش تا كام ماندند آية الله كاشاني به ناچار مخفي گردد.

كاشاني مدت يك سال ، مخفيانه به مبارزه اش ادامه داد تا اين كه انگليسيها در هنگام انتخابات مجلس از محل اقامتش در تهران (امامزاده قاسم شميران ) با خبر شده و او را دستگير كردند. با وجود اينكه وي از سوي مردم تهران به عنوان نماينده انتخاب گرديده بود، به دستور فرستاد ارتش ‍ متفقين ، از ليست اسامي نمايندگان حذف شد و به زندان روسها در رشت فرستاده شد. او پس از چندي به زندان انگليسيها در اراك و سپس به زنداني در كرمانشاه منتقل گرديد.

سرانجام پس از تحمل يك سال و چهار ماه زندان در سخت ترين شرايط، در 24 مرداد 1324 آزاد گشت و روز جمعه ، سي و يكم شهريور، ميان انبوه استقبال كنندگان وارد تهران شد.(386)

مخالفت با دولت قوام

در انتخابات دوره پانزدهم مجلس ، نخست وزير (قوام السلطنه ) در صدد بود تا آن را بصورت فرمايشي برگزار كند. مجاهد نستوه كه چندين ماه از آزادي اش نگذشته بود، براي افشا كردن ماهيت قوام بپاخاست و پس از سخنراني در تهران ، عازم مشهد شد و در شهرهاي مسيرش ، مردم را از وابسته بودن قوام به انگليس و دخالت او در انتخابات آگاه مي كرد. قوام از اين اقدام به وحشت افتاد و او را در تيرماه 1325 در بين راه شاهرود - مشهد دستگير كه و به بهجت آباد قزوين تبعيد نمود.

آية الله كاشاني يك سال در تبعيد بسر برد تا اين كه بر اثر فشارهاي سياسي از سوي علما و مردم ، در 21 خرداد 1326 آزاد گرديد و دوباره به تهران برگشت .

شاه ايران پس از اقوام ، عبدالحسين هژير، يكي ديگر از نوكران استعمار، را به عنوان نخست وزير به مجلس معرفي كرد.

كاشاني كه از وابستگي هژير اطلاع داشت ، به مخالفت برخاست و در 27 خرداد 1327 يعني روزي كه قرار بود، هژير براي گرفتن راءي اعتماد به مجلس برود، مردم را به راهپيمايي در جلوي مجلس فرا خواند. مردم در آن روز تظاهرات پرشوري به راه انداختند به گونه اي عده اي در درگيري با مزدوران رژيم به شهادت رسيدند.

تبعيد به لبنان

آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني

مخالفتهاي آية الله كاشاني سبب گشت تا در آستانه تشكيل مجلس مؤ سسان براي تغيير قانون اساسي ، او را از ايران دور گردانند. از اين رو پس از واقعه ساختگي ترور ناموفق شاه بدست فخرايي در پانزدهم بهمن 1327، به دستور هژير آية الله كاشاني را به بهانه دست داشتن در ترور دستگير و به لبنان تبعيد كردند.

او در تبعيدگاه بيروت نيز از آنچه كه در ايران مي گذشت ، غافل نبود و در اعلاميه هايش خطاب به ملت ايران و نمايندگان مجلس ، آنان را به وظائفشان توجه مي داد.(387)

سرانجام اعلاميه ها مؤ ثر افتاد و آية الله كاشاني و تعدادي ديگر از افراد مبارز در انتخابات دوره شانزدهم راءي لازم را به دست آورند. ولي رژيم براي جلوگيري از ورود نمايندگان واقعي ملت به مجلس ، در تعداد آراء تقلب كرد.

مردم از اين كار رژيم خشمگين گشتند و سيد حسين امامي كه از طرفداران كاشاني و شاهد تعويض آراء بود، به دستور فدائيان اسلام ، هژير (كارگردان تقلب در آراء) را ترور كرد وبه هيات ننگين او خاتمه داد.

از اين رو پس از تشكيل مجلس شانزدهم ، منصور الملك ، نخست وزير وقت ايران با فرستادن تلگراف ، از آية الله كاشاني عذر خواهي كرد و خواستار بازگشت وي به ايران شد و او در روز بيستم خرداد 1329 به وطنش برگشت .

مبارزه با رزم آرا

سپهبد رزم آرا به منظور تمديد و توسعه امتياز نفت جنوب (قرار داد گس - گلشائيان ) در پنچم تير 1329 به مقام نخست وزيري رسيد.

روحاني مجاهد كه هدف روي كار آمدن رزم آرا را دريافته بود، با نخست وزير به مخالفت برخاست و مردم و نمايندگان را از نقشه شوم دشمن آگاه كرد.

به دنبال مخالفت وي با رزم آرا، بازار تهران به حال تعطيل در آمد و هزاران نفر در ميدان بهارستان اجتماع كرده تا از ورود او به مجلس جلوگير كنند.

آية الله كاشاني براي جلوگيري از تصويب قرار داد نفت در مجلس ، اعلاميه اي خطاب به ملت ايران ، درباره ملي كردن صنعت نفت صادر كرد.(388)

اما رزم آرا با گستاخي تمام و بي اعتنا به نظر علما و نمايندگان مجلس و مردم ، همچنان بر تصويب قرار دادالحاقي نفت جنوب پافشاري مي كرد و با بي شرمي ، در حضور نمايندگان ملت به لياقت مردم ايران در اداره صنعت نفت ،اهانت نمود.

سر انجام رزم آرا در شانزدهم اسفند 1339 با گلوله آتشين خليل طهماسبي (از اعضاء فدائيان اسلام ) از پاي در آمد و پرونده خيانتش بسته شد.

او در برداشتن آخرين گامها براي ملي كردن صنعت نفت ، همزمان با دفن جنازه رزم آرا، دستور برپايي تظاهرات همگاني را صادر كرد.

وقتي اين خبر به گوش نوكران استعمار رسيد، آنان سر درگم شدند و كفيل نخست وزيري با عجله هياءت وزيران را به جلسه اي اضطراري فرا خواند. در اين جلسه تصميم گرفته شد تا با كاشاني مذاكره كنند و او را از اين اقدام منصرف نمايند و يا تظاهرات را به تاءخير بيندازد. اما آن رهبر آگاه ، فرصت را از دست نداد و گفت : من آرامش تظاهرات را تا آخرين دقيقه تضمين مي كنم به شرط اين كه شما نظم ما را بر هم نزنيد.

از اين رو تظاهرات بزرگ صد هزار نفري در تهران با شعارهايي در حمايت از اسلام و مخالفت با دخالت انگليس در امور ايران به راه افتاد.

ملي شدن صنعت نفت

آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني

پس از ترور رزم آرا هيچكس جراءت مقاومت در برابر طرح ملي شدن صنعت نفت را نداشت . از اين رو با تلاش تعداد كمي از نمايندگان مجلس ، در 24 اسفند 1339، طرح ملي شدن صنعت نفت در مجلس شوراي ملي به تصويب رسيد و در 29 اسفند همان سال از تصويب مجلس سنا نيز گذشت و به اين ترتيب در اثر تلاش و فداكاري مردم به رهبري آية الله كاشاني يكي از آرزوهاي ملت ستمديده ايران ، به ثمره نشست .

حسين علاء كه پس از رزم آرا به نخست وزيري رسيده بود، بيش از دو ماه دوام نياورد. بعد از استعفاي علاء، دكتر مصدق در هفتم ارديبهشت 1330 به نخست وزيري رسيد و آية الله كاشاني در حمايت از او اعلام داشت كه دست وي را در انتخاب وزيران باز خواهد گذاشت و هيچ گونه دخالتي در اين باره نخواهد كرد.

او براي پشتيباني از دولت دكتر مصدق در برابر كار شكني ها و تهديدهاي انگلستان ، مردم را به اجتماع در ميدان بهارستان فراخواند و طي پيامي كه براي اجتماع كنندگان فرستاد، آنان را نسبت به كارشكنيهاي انگليس و همدستي آمريكا با وي ، آگاه كرد.(389)

همچنين هنگامي كه دولت مصدق براي تامين كمبود بودجه دولت ، اقدام به پخش اوراق قرضه كرد، آية الله كاشاني مردم را به ياري دولت فراخواند و خريد اوراق قرضه را بر همه افراد واجب نمود.(390)

پس از تهديد دولت مصدق از سوي استعمار مبني بر دخالت نظامي و گسيل داشتن چهار هزار چترباز و حركت ناوهاي جنگي به طرف سواحل ايران ، مجاهد سخن به ميان آورد و گفت : اگر انگليسيها به خاك ايران تجاوز كنند، خوزستان را براي آنها به جهنم تبديل مي كند.(391)

در نتيجه انگليس موقعيت را براي دخالت نظامي مناسب نديد و با همكاري آمريكا به محاصره اقتصادي ايران دست زد.

توجه به جهان اسلام

آية الله كاشاني هيچگاه از مسائل جهان اسلام غافل نبود؛ از اين رو سال 1326 ش . كه تاءسيس دولت غاصب اسرائيل اعلام گرديد، اعلاميه اي خطاب به مسلمانان جهان صادر كرد و در آن ، ضمن بر شمردن اهداف تشكيل سازمان ملل و شعارهاي دروغين آن ، به موضع گيري ظالمانه سازمان ملل درباره اندونزي ، مصر و فلسطين اشاره كرد و راءي اين سازمان در تقسيم سرزمين فلسطين بين صهيونيستهاي مهاجر و مردم عرب و مسلمان آن را زير سؤ ال برد. او مسلمانان را نسبت به فسادي كه دولت غاصب اسرائيل در آينده ايجاد خواهد كرد، هشدار داد و از آنان خواست تا تمام كوشش خود را براي ريشه كن كردن اين غده سرطاني بكار گيرند.(392)

او مردم ايران را به تظاهرات بر ضد اسرائيل غاصب دعوت كرد كه در روز بيستم ديماه 1326، بيش از سي هزار نفر در تهران به اين دعوت لبيك گفتند.

وي در سي ام ارديبهشت 1327 بار ديگر مردم را به تظاهرات بر ضد اسرائيل فراخواند و خود در اجتماع پر شور تظاهر كنندگان سخنراني نمود و وضع نابسامان مسلمانان را نتيجه دخالت استعمارگران در امور آنها و از بين رفتن روح اتحاد و دوري از احكام اسلام دانست .(393)

آية الله كاشاني مسلمانان مصر را نيز در مبارزات استقلال طلبانه آنان ، مورد حمايت قرار و در بحران كانال سوئز، پيام تاءييدي خطاب به جمال عبدالناصر (رئيس جمهور مصر) فرستاد و در مسجد ارك تهران مراسمي براي گرامي داشت ياد شهداي مصر و ارج نهادن به فداكاريهايشان برپا كرد.

او در جريان مبارزه مردم مسلمان تونس براي رهايي از سلطه استعمار فرانسه ، بيانيه اي صادر كرد و تنفر شديد خود را نسبت به بر قراري جو ترور و وحشت توسط فرانسه در خاك تونس ، بيان داشت . وي در اين باره از آقاي مصدق خواست تا به نماينده ايران در سازمان ملل دستور دهد كه تلاش ‍ كند قضيه تونس در دستور كار شوراي امنيت قرار گيرد و هر چه زودتر به تونس استقلال كامل داده شود.(394)

آية الله كاشاني در سال 1331 ش . پس از بازگشت از مراسم حج ، نامه اي به تمام كشورهاي اسلامي فرستاد و از آنها خواست براي شركت در كنگره اسلامي و تبادل نظر درباره اتحاد جهان اسلام ، نمايندگاني به ايران بفرستند.(395)

اين فكر با استقبال شاياني در ميان كشورهاي اسلامي روبرو گشت و نظرهاي موافق پي در پي به ايران مي رسيد؛ اما استعمارگران كه از انديشه اتحاد جهان اسلام وحشت داشتند، به كمك جيره خواران داخلي خود تصميم گرفتند، شخصيت آية الله كاشاني را ترور نمايند. از اين رو زمزمه هاي مخالفت با تشكيل كنگره ، از حلقومهاي مختلف بلند شد و از تحقق اين فكر جلوگيري كردند.

نخست وزيري چهار روزه

دكتر مصدق در 25/4/1331 نسبت به در اختيار گرفتن وزارت جنگ (كه به دست شاه بود) با شاه اختلاف پيدا كرد و به دنبال آن بدون اين كه مجلس يا كسي ديگر را در جريان قرار دهد، استعفا داد.

شاه نيز با اشاره انگليس ، احمد قوام را به عنوان نخست وزير معرفي كرد. قوام براي كنترل اوضاع ، به فريب و تهديد مردم دست زد تا استعمار را در برگرداندن منافع از دست رفته اش ياري دهد.

در فضايي كه كسي جراءت اعتراض نداشت و همه مهر خاموشي بر لب زده بودند، آية الله كاشاني خروشي ديگر آغاز كرد و با ناديده گرفتن ياوه هاي قوام ، يك بار ديگر ملت ايران را براي به نمايش گذاردن قدرت خويش به قيام دعوت و ضمن اعلاميه اي اظهار داشت :

((... احمد قوام بايد بداند كه در سرزميني كه مردم رنجديده آن پس از سالهاي رنج و تعب ، شانه از زير بار ديكتاتوري بيرون كشيده اند، نبايد رسما اختناق افكار عقايد را اعلام و مردم را به اعدام جمعي تهديد نمايد. من صريحا مي گويم كه بر عموم برادران مسلمان لازم است در اين راه جهاد اكبر، كمر همت بر بسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعمار ثابت كنند كه تلاش آنها در بدست آوردن قدرت و سيطره گذشته محال است ...))(396)

به دنبال انتشار اين اعلاميه ، مردم براي مبارزه به صحنه آمدند و تلاش شاه و قوام براي به سازش كشاندن كاشاني مؤ ثر نيفتاد، از اين رو قوام در شب 29 تيره ماه 1331 حكم دستگيري آن مجاهد نستوه را صادر كرد.

فرداي آن شب كه ماءموران امنيتي براي دستگيري او رفتند، بسيار دير بود. زيرا مردم منزل رهبر خويش را تا محدوده صد متري همچون نگيني در ميان گرفته بودند.

دراين هنگام ، آية الله كاشاني در مصاحبه با خبرنگاران داخلي و خارجي آخرين ضربه را بر پيكر نيمه جان دولت قوام نواخت و اعلام داشت كه : روي كار آمدن قوام ، زير نظر انگليسيها بود و ما تا آخرين قطره خون ايستادگي خواهيم كرد و اگر اقوام تا 48 ساعت ديگر، استعفا ندهد، خود كفن مي پوشم و پيشاپيش صفوف مردم مسلمان حكومت او را سرنگون خواهم كرد.(397)

پس از اين مصاحبه ، مردم با هجوم يكپارچه و جانفشاني بسيار، در كمتر از بيست ساعت دولت قوام را ساقط كردند و نخست وزيري اش چهار روز بيشتر طول نكشيد.

به اين تربيت دكتر مصدق بعد از پنج روز خانه نشيني و انزوا، دوباره به نخست وزيري رسيد.

منزوي كردن آية الله كاشاني

آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني

در اين هنگام استعمار انگليس براي ضربه زدن به جبهه انقلابيون ، نقشه ترور شخصيت كاشاني را اجرا كرد و از رو تبليغات وسيعي عليه او به راه انداخت و دشمنان آگاه و دوستان نادان دست به دست هم داده تا به آرزوي ناميمون استعمار جامه عمل بپوشانند و ضمن ايجاد شكاف بين مصدق و آن عالم بيدار عده اي به طرفداري از مصدق ، خانه آية الله كاشاني را با مواد آتش زا، چوب و سنگ مورد حمله قرار دادند.(398)

با اين حال ، وقتي اين روحاني دلسوز نسبت به دولت مصدق احساس خطر كرد در روز 27 مرداد 1332 نامه اي به مصدق نوشت و او را از وقوع يك كودتا به دست زاهدي آگاه كرد.(399)

ولي با تاءسف در اثر بي توجهي ، سهل انگاري و همكاري مصدق با عوامل كودتا(400)، در روز 28 مرداد 1332 سرلشكر زاهدي به كمك آمريكا كودتا كرد و مصدق بدون هيچگونه مقاومت شايسته اي كشور را به دشمن سپرد و نتايج سالها تلاش و فداكاري ملت بر باد رفت .

خروشي ديگر

زاهدي پس از به قدرت رسيدن ، اميني را به منظور امضاي قراردادي با كنسرسيوم نفتي متشكل از كمپانيهاي نفتي انگليس ، آمريكا، هلند و فرانسه تعيين نمود.

در اين هنگام آية الله كاشاني با فريادي حسيني ، سكوت مرگبار حاكم بر جامعه را شكست و با صدور اعلاميه اي ، مردم را از خيانتهاي زاهدي و هجوم دوباره استعمارگران به كشور، آگاه كرد(401)درباره رابطه با انگلستان اعلام كرد: روزي كه دولت تجديد رابطه را اعلام بكند، روز عزاي ملي است و مردم بايد نوار سياه به سينه خو نصب كنند.(402)

او در جريان انتخابات دوره هيجدهم مجلس ، شبنامه اي عليه انتخابات نمايشي و فرمايشي زاهدي پخش كرد و با فرستادن نامه اي به دبير كل وقت سازمان ملل وضع اسفبار ايران ، جو ترور و وحشت و نيز برگزاري انتخابات در محيطي ناسالم و بسياري مسائل ديگر را بيان كرد تا همگان را از اوضاع ايران آگاه سازد.(403)

تا مرز شهادت

آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني

در سال 1334 ش . شاه براي اينكه در پيوستن به پيمان ((سنتو)) مشكلي از جانب كاشاني نداشته باشد، ترتيبي داد تا در ديماه او را به بهانه شركت در ترور رزم آرا دستگير و روانه زندان كنند.

آنگاه وي را پس از شكنجه هاي بسيار به پاي ميز محاكمه كشيدند و تا آستانه اعدام پيش بردند. ولي به موجب اعتراض يكپارچه روحانيت ، بويژه آية الله بروجردي ، به ناچار از اعدامش دست كشيده و پس از مدتي آزادش ‍ كردند.

سرانجام روحاني مجاهد با دلي پرخون از شكست نهضت و برقراري دوباره حكومت فساد، در 23 اسفند 1340 چشم از جهان فرو بست و پيكرش در ميان انبوه مشتاقان تا حرم حضرت عبدالعظيم عليه السلام تشييع گرديد و بين مزار آن حضرت و امامزاده حمزه به خاك سپرده شد.

 
تاریخ به روز رسانی:
1397/05/24
تعداد بازدید:
724
امتیازدهی
میانگین امتیازها:4 تعداد کل امتیازها:4
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
آدرس پست الکترونیکی شما
شماره تلفن
توضیحات
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
آدرس : شهركرد ،خيابان پرستار ، بيمارستان آيت الله كاشاني
كدپستي : 8816758915   تلفن : 41-32264825 -038
دور نگار :  32228600 -038
پست الكترونيك بيمارستان :Kashani@skums.ac.ir
تاریخ بروز رسانی 1398/08/30
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد میباشد.
Copyright © 2014 S.K.U.M.S - All rights reserved
A+ A-
Powered by DorsaPortal